سوتی دادی داش فرجاد,  بدم سوتی دادی خودت خبر نداری .البته الان احساسم بیشتر شبیه گرگیجه گرفته هاس تا ادمای ناراحت. . اه پسر کاش اینقدر داشتم که ضررایی مثل این اصلا برام مهم نبود که شبا بخوام قبل خواب کلی بهشون فکر کنم...بد تر از این حالت اینه که وقتی تو مخمصه ای همکارات چقدر لاشخور صفت میشن. معطلن پات بلغزه بریزن سرت.

پ.ن : مردک * فکر کردی چه خبره؟ اتیش به مالم میزنم اما به تو رو نمیندازم .